تبلیغات
[ Scott's Weblog ]

 

جامدادی

صفحه نخست

پست الکترونیکی اسکات

[ RSS ]

یادش بخیر

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

بنیاد  از این  شیوه ی  رندانه نهادیم

 

آرشیو

 

  فروردین 1393
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1389
شهریور 1389
آبان 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
[ لیست آرشیوها ]

 

 

لینک‌های ته دفتر

 

تلخ ترین قهوه اسپرسو
خاطرات یک کولی
My Algorithm
اعجاب النامه
تستیمونیال
Pirate37
شکلات
گاهان
پینکو
زرلـو
[ همه لینکها ]

 

اراجیف

استفاده از مطالب این وبلاگ تنها

با ذکر نام و لینک منبع مجاز است

 

 

کلاس نامه ( شماره اول )

 

من الان سر کلاس هستم و میز آخر، ردیف سوم کنار پنجره نشسته ام.

شوفاژ، سمت چپ من، گرمای ضعیفی تولید می کنه.

عبارت های مربوط به درس های حسابان و شیمی روی تخته با هم قاطی شدن.

معلم شیمی هم داره سعی می کنه سوال های امتحان تستی امروز صبح رو به بچه ها بفهمونه.

حیاط مدرسه خیسه، با این حال صدای ورزش بچه ها میاد...

حالا از سر بیکاری، من قلم رو تقدیم دوست عزیزم می کنم تا کلامی چند برایمان بگوید :

"   ممنون دوست عزیز !

منم از بی حالی دارم دعواهای مزخرف بچه ها را با معلم گوش می کنم. در ضمن فکر زنگ های بعد هم هستم.

خسته کننده ست. هوا هم که دلگیره. خوابم میاد.

ای کاش الان خونه بودم!   "

خب، حالا دوستم قلم رو داد به من. معلم شروع کرده به درس دادن!

پس با هم دیگه از دوستم خداحافظی می کنیم و به درس گوش می دیم.

تا کلاس نامه ی بعد، خدا یار و نگهدارتون...  [ تیتراژ ]

 

[ لینک ثابت ]   |   نوشته شده در دوشنبه 11 آذر 1387   |   ارسال نظر