تبلیغات
[ Scott's Weblog ]

 

جامدادی

صفحه نخست

پست الکترونیکی اسکات

[ RSS ]

یادش بخیر

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

بنیاد  از این  شیوه ی  رندانه نهادیم

 

آرشیو

 

  فروردین 1393
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1389
شهریور 1389
آبان 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
[ لیست آرشیوها ]

 

 

لینک‌های ته دفتر

 

تلخ ترین قهوه اسپرسو
خاطرات یک کولی
My Algorithm
اعجاب النامه
تستیمونیال
Pirate37
شکلات
گاهان
پینکو
زرلـو
[ همه لینکها ]

 

اراجیف

استفاده از مطالب این وبلاگ تنها

با ذکر نام و لینک منبع مجاز است

 

 

گُمار

راه، در جنگل اوهام، گُم است.

سینه بگشای چو دشت

اگرت پرتوِ خورشیدِ حقیقت باید.

-هـ.ا.سایه-

 

پرتو می گرید کنون، آه... چه بی طاقت.

مرا گویی می خواند به بانگ.

که این برنده خنجرانِ آبدیده،

چونان بر پردۀ دلهای بی راحت فرو آید

که می ماند به نور زخمه های مهر

در قلب گمار...

از چه خواهد این دلم بیرونشد از اینجا؟

 

[ لینک ثابت ]   |   نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان 1388   |   ارسال نظر