تبلیغات
[ Scott's Weblog ]

 

جامدادی

صفحه نخست

پست الکترونیکی اسکات

[ RSS ]

یادش بخیر

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

بنیاد  از این  شیوه ی  رندانه نهادیم

 

آرشیو

 

  فروردین 1393
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1389
شهریور 1389
آبان 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
[ لیست آرشیوها ]

 

 

لینک‌های ته دفتر

 

تلخ ترین قهوه اسپرسو
خاطرات یک کولی
My Algorithm
اعجاب النامه
تستیمونیال
Pirate37
شکلات
گاهان
پینکو
زرلـو
[ همه لینکها ]

 

اراجیف

استفاده از مطالب این وبلاگ تنها

با ذکر نام و لینک منبع مجاز است

 

 

فاصله‌ی این من تا آن من خیلی نافرم زیاد است

از خودم می‌ترسم.
از قدرت تاثیرگذاری‌ام می‌ترسم. از اینکه چقدر می‌توانم نفوذ کنم راحت در اینجا و آنجا. از اینکه روحم هزار تکه شده است غمگینم. برای شروع هر کار جدیدی دوست دارم صبح زود را انتخاب کنم. برای شروع هر نوشته‌ای دوست دارم یک کاغذ سفید داشته باشم. برای شروع هر احساسی دوست دارم روح کاملی داشته باشم. برای هر «شروعی» دوست دارم حافظه‌ای نباشد، پاک و سفید. نمی‌دانم، که شاید این دفعه خوب از آب درآید.

از تنها بودن -و نه تنهایی- می‌گریزم. در خلوتم آشوب‌ناکم، ناتوانم. من با آدم‌ها معنی می‌یابم، در کنار صاحبین تکه‌های روح من. خودم کرده‌ام. من خود را تکثیر کردم در همه. حالا نمی‌توانم ادعایی داشته باشم، کسی آن‌ها را پس نخواهد داد.

می‌خواهم کامل شوم دوباره. کاش می‌شد همه چیز را پاک کرد، به هم ریخت و از نو چید. مثل مرتب کردن بی‌دلیل کتابخانه قبل از مطالعه، پاره کردن برگه‌های نوشته‌شده‌ی یک دفترچه قبل از نوشتن، یا مخفی کردن نوشته‌های قدیمی یک وبلاگ قدیمی.

 

[ لینک ثابت ]   |   نوشته شده در دوشنبه 25 فروردین 1393   |   ارسال نظر